نی نی بان: این‌که چگونه صبح اول مهر از خواب بیدار شدیم، صبحانه خوردیم، لباس‌های نو را پوشیدیم و دست در دست بزرگ‌تر به مدرسه رفتیم. آنجا به ما گفتند از امروز تو شاگرد کلاس اول مدرسه هستی و ما شدیم کلاس اولی. آن روزها آنقدر کوچک بودیم و تجربیاتمان محدود که براحتی و شاید بسختی می‌پذیرفتیم آنچه را برایمان ترتیب داده شده بود و چاره‌ای جز این نبود. گمان نمی‌برم چیزی بیش از این در ذهن ما باقی مانده باشد؛ ولی تردیدی نیست که مدرسه رفتن چیزی فراتر از کیف و کتاب نو و مراسم جشن تلقین کلاس اولی شدن ا ...

نی نی بان: اين‌كه چگونه صبح اول مهر از خواب بيدار شديم، صبحانه خورديم، لباس‌هاي نو را پوشيديم و دست در دست بزرگ‌تر به مدرسه رفتيم. آنجا به ما گفتند از امروز تو شاگرد كلاس اول مدرسه هستي و ما شديم كلاس اولي. آن روزها آنقدر كوچك بوديم و تجربياتمان محدود كه براحتي و شايد بسختي مي‌پذيرفتيم آنچه را برايمان ترتيب داده شده بود و چاره‌اي جز اين نبود. گمان نمي‌برم چيزي بيش از اين در ذهن ما باقي مانده باشد؛ ولي ترديدي نيست كه مدرسه رفتن چيزي فراتر از كيف و كتاب نو و مراسم جشن تلقين كلاس اولي شدن است. نكته‌اي كه شايد كمتر به آن انديشيده شده باشد.

ورود به كلاس اول تجربه‌اي جديد و مرحله‌اي حساس از دوران زندگي هر فرد به حساب مي‌آيد؛ تجربه اي كه تاثير مستقيم و عميقي در تعيين سرنوشت و آينده دارد. 6سالگي كه آغاز آموزش رسمي‌ است، شروع يكي از مراحل رشد كودك هم است. طبق نظر متخصصان، مراحل مختلف رشد پيوستگي و ارتباط دارند كه جدا كردن آنها در عمل غيرممكن است. رشد جرياني است كه هر مرحله‌اش ويژگي‌ها، بحران‌ها، كمال و بلوغ خاص خود را دارد و هر مرحله از رشد بر پايه مراحل قبلي و زمينه‌ساز مراحل بعدي است. با اين تفاسير، مساله‌اي كه در اولين برخورد با كودك كلاس اولي با آن مواجه مي‌شويم، آمادگي او براي ورود به مدرسه است و شامل همه جنبه‌هايي مي‌شود كه به نوعي با كودك ارتباط پيدا مي‌كنند: كودك، پدر و مادر، معلم و مدرسه.

دكتر مهرانگير شعاع كاظمي،‌ ‌مشاور و مدرس دانشگاه، آمادگي و ورود به مدرسه را اين‌گونه توضيح مي‌دهد: همواره اولين چيزي كه در متون روان‌شناسي و تربيتي به آن توجه مي‌شود سن كودك است كه 7 سال را تمامي‌ متخصصان تعليم و تربيت به عنوان سن آمادگي براي يادگيري خواندن و نوشتن قبول دارند. پس از بعد سني، شرايط جسمي‌ و فيزيكي كودك مطرح مي‌شود؛ چيزي كه در مدارس ما كمتر به آن توجه مي‌كنند. شرايط فيزيكي يعني اين‌كه اطلاعاتي در مورد قد، وزن و سلامت جسمي‌ و بيماري‌هاي احتمالي كودك داشته باشيم، مثلا آيا كودك تحمل نشستن در كلاس را دارد يا آستانه توجه كودك به چه ميزان است؟ معمولا معلمان بر اساس يك چارچوب ذهني از قبل تعيين‌شده وارد كلاس مي‌شوند و تصور مي‌كنند بايد مقدار حجم درسي را تا زمان معيني به بچه‌ها آموزش دهند، ولي از توجه به ويژگي‌ها و توانايي‌هاي هر كودك و ميزان آمادگي فيزيكي و رواني آنها غافل مي‌مانند. اين‌كه آيا كودك كلاس اولي علاوه بر سن، رشد ذهني لازم را نيز به دست آورده يا نه بايد مورد توجه معلم باشد. دكتر كاظمي ‌به داشتن برخي توانايي‌ها، امكانات و مهارت‌هايي نيز اشاره مي‌كند كه فراگيري آنها بايد از سنين پيش از ورود به مدرسه، حتي نوزادي شروع شده باشد، مثل احساس امنيتي كه از دوره شيرخوارگي با رسيدگي و مراقبت‌هاي بموقع و به اندازه مادر درباره شير خوردن، نظافت و... در كودك ايجاد مي‌شود يا دوره انتظار كه كودك در 3سالگي آن را فرامي‌گيرد و مي‌تواند اين مساله را درك كند كه مادر پس از ترك او دوباره باز خواهد گشت و مي‌تواند تا بازگشت او منتظر بماند و در نهايت به گذراندن دوره پيش دبستاني به لحاظ آموزش‌هاي غيررسمي‌، فضاي آزاد و شادتر در يادگرفتن بعضي مهارت‌هاي مقدماتي خواندن و نوشتن، تربيت حواس و مهارت‌هاي حركتي تاكيد مي‌كند.

خانواده اولين بستر و عامل رشد و پرورش قواي مختلف كودك به حساب مي‌آيد. پدر و مادر با روش‌هاي تربيتي و ارتباطي خود شرايط و مقدمات پرورش استعدادهاي دروني كودك را فراهم مي‌كنند و هرچه خود را بيشتر به توانايي‌ها و مهارت‌هاي لازم براي فرزندپروري مجهز كرده باشند بهتر و موثرتر از عهده اين كار برخواهند آمد. ورود به مدرسه نيز نه‌تنها آمادگي كودك، كه آمادگي پدر و مادر را نيز مي‌طلبد؛ يعني والدين آماده مي‌توانند در كودك آمادگي ايجاد كنند.

مرضيه شاه كرمي‌،‌ كارشناس و مدرس آموزش خانواده، نگراني‌ها و حتي طرز تفكر و نگاه والدين به سيستم آموزشي را جزو عوامل تاثيرگذار در روند آماده‌سازي كودك به حساب مي‌آورد و عنوان مي‌كند اين نگراني‌ها از سوي  پدر و مادر به طور غيرمستقيم  به بچه‌ها منتقل مي‌شود. وقتي ما گاهي از شرايط مدرسه بدگويي مي‌كنيم، تجربيات تلخمان را از دوران مدرسه تعريف ‌كرده‌‌ايم يا از دوگانگي كه در سيستم آموزشي وجود دارد، در حالي كه كودك قدرت درك و تحمل چنين مسائلي را ندارد و ذهنيتي از مدرسه به او مي‌دهيم كه پيش خودش فكر كند براي چه من بايد به چنين جاي بدي بروم! در واقع پدر و مادر بايد پيش از رفتن به مدرسه نگراني‌هايي كه نسبت به دوست‌يابي، محيط مدرسه، تكاليف مدرسه و هرچه كودك را نگران مي‌كند، برطرف، از رفتار و كردار خود حذف و از انتقال آن به كودك جلوگيري كنند.

نكته ديگري كه شاه كرمي ‌به آن اشاره مي‌كند آمادگي  جداشدن چه پيش از مدرسه و چه پس از مدرسه است كه بايد ميان پدر و مادر و كودك ايجاد شود؛ يعني پدر و مادري كه مهارت‌هايي به بچه مي‌آموزند، اين اعتماد به نفس را در او ايجاد مي‌كنند و ضرورت وجود استقلال و توانايي جداشدن از خانواده را به عنوان يك نياز درك كرده، فرصت‌هايي فراهم مي‌‌آورند كه كودك بتواند ساعاتي دور از والدين باشد و اين تجربه را كسب كند كه عدم حضور يا خروج آنها از خانه براي ساعاتي، نه تنها اتفاقي به وجود نمي‌‌آورد، بلكه شايد پس از آن به بهتر شدن روابط  ميان آنها نيز منجر بشود.

اگرچه ورود به مدرسه به معني فراگرفتن برخي مهارت‌ها، عادات و فرصت‌هاي آموزشي و يادگيري مختلف است، ولي كساني مي‌توانند بخوبي از اين موقعيت‌ها بهره ببرند كه پيش‌زمينه و آمادگي ورود به اين مرحله را داشته باشند. در اين ميان مادران نقش ويژه‌اي در ايجاد اين شرايط دارند و داشتن برنامه‌اي آگاهانه براي كودك در سنين مختلف و در نظر گرفتن ويژگي‌ها و نيازهاي مختلف كودك در شرايط  گوناگون، وظيفه مادر است. شاه كرمي‌ ايجاد عادات مطلوب مثل مطالعه و يادگيري، مسووليت‌پذيري، پشتكار در انجام كارها، تمركز و دقت در گوش دادن، احترام به ديگران و نيز بالا بردن توانايي كودك در خوب گوش دادن، تقويت شنوايي و قوه گفتاري و مهم‌تر از همه، انجام و عمل اين نكات توسط خود والدين را در فراگيري و دروني شدن اين موارد توسط كودك بسيار موثر مي‌داند و به نقش مادر در برنامه‌ريزي براي ايجاد اين عادات تاكيد مي‌كند و مي‌افزايد: مادر با توجه به اين نكته كه من يك بچه كلاس اولي دارم پس بايد در سيستم زندگي خود آن را مد نظر قرار دهم و در مهماني رفتن، زمان خوابيدن و بيدار شدن، گردش و تفريح و تغذيه و... برنامه‌ريزي جديد داشته باشم، چرا كه هرچه برنامه بهتري داشته باشم مشكلات كودك من در تحصيل چه در سال اول و چه سال‌هاي بعد كمتر خواهد بود، عادات خوب و مفيدي در كودك به وجود مي‌آورد و با ايجاد اين عادات، آسيب‌پذيري كودك را در شرايط و موقعيت‌هاي جديد كمتر مي‌كند.

با نزديك شدن به روزهاي شروع مدرسه، آمادگي ورود به كلاس اول ابعاد جديدتر و فشرده‌تري به خود مي‌گيرد، علاوه بر اين‌كه ايجاد آمادگي با شروع مدرسه به اتمام نمي‌رسد، بلكه جنبه‌هاي ديگري نيز به آن اضافه مي‌شود. پس توصيه مي‌كنيم از همين امروز شروع كنيد و هر آنچه را در مورد كودك خود انجام نداده‌ايد يا كمتر توجه كرده‌ايد، با كودك خود تمرين كنيد. 

1- نگراني‌هايتان را از مدرسه و محيط آموزشي آن برطرف كنيد. كودك را از شرايطي كه ايجاد نگراني مي‌كند دور كنيد و بدانيد با برخورد آرام، منطقي و خالي از ترس شما با مدرسه، كودك نيز با آرامش بيشتري موقعيت جديد را مي‌پذيرد. 

2- يادگيري را امري شيرين و لذت‌بخش نشان دهيد. پدر و مادري كه با فراگرفتن چيزي جديد شاد و خوشحال مي‌شوند و اين شادي را در محيط خانه نشان مي‌دهند به كودك مي‌آموزند كه يادگيري و كشف، همه را خوشحال مي‌كند و اصولا موضوعي جذاب و خوشايند است. در واقع با انگيزه‌هاي دورني كودك را به يادگيري تشويق مي‌كنند. 

3- كودكتان را براي داشتن پشتكار به منظور انجام كارهاي مختلف آماده كنيد. كارهاي ساده خانه را انتخاب كنيد و انجام آن را به عهده كودك بگذاريد و موقعيتي فراهم آوريد تا كودك بتواند با موفقيت، آن كار را به سرانجام برساند. اين كار علاوه بر ايجاد حس مسووليت، اعتماد به نفس و انگيزه كودك را براي پيگيري و انجام كارهايي كه به عهده او گذاشته مي‌شود، بالا مي‌برد. 

4- توجه داشته باشيد براي ايجاد عادت مطالعه در كودك، هيچ‌چيز موثرتر از وجود پدر و مادري نيست كه در حضور و همراه با كودك مطالعه مي‌كنند و مطالعه را امري لذت‌بخش نشان مي‌دهند. 

5- با كودكانتان صحبت كنيد،  به صحبت‌هاي آنها گوش دهيد، قصه بخوانيد و در مورد آن به گفتگوي دوطرفه بنشينيد. با اين كار مهارت كودكتان را در نشستن، گوش دادن، صحبت كردن و دقت و تمركز افزايش مي‌دهيد. 

6- اضافه شدن فعاليت‌هاي مدرسه نبايد به حذف شدن ديگر نيازهاي كودك مثل بازي، گردش يا تماشاي تلويزيون منجر شود، بلكه انجام تكاليف مدرسه بايد در كنار ديگر نيازها و علايق كودك برنامه‌ريزي شود و اين برنامه را شرايط و وضعيت داخل خانواده شما مشخص مي‌كند و هيچ برنامه ثابت و قطعي در اين مورد وجود ندارد. 

7- در انجام تكاليف كودك بخصوص در روزهاي اول مدرسه با او همراهي كنيد بدون اين‌كه به جاي او كارهايش را انجام دهيد. به او كمك كنيد در برنامه‌هاي درسي‌اش مزه موفقيت را بچشد پيش از اين‌كه با عدم موفقيت مواجه شود و كارهايش را با شادي و خوشحالي انجام دهد. در اين ميان ويژگي‌هاي خاص كودك خودتان را در نظر داشته باشيد. 

8- با ايجاد علاقه نسبت به كارهاي مربوط به كودكتان مي‌توانيد يار و همراه خوبي براي او باشيد و به طور غيرمستقيم او را به انجام وظايفش ترغيب كنيد. 

9- به فرزندتان اطمينان دهيد در زمان‌هايي كه او در خانه نيست اتفاق خاص و جذابي در خانه نمي‌افتد. در اين صورت فرزندتان با خيال راحت‌تر ساعات حضور در مدرسه را مي‌پذيرد. 

10- پيش از شروع مدرسه، كودك را با محيط مدرسه، كلاس‌ها، دفتر مدير و معلمان و ديگر كاركنان مدرسه آشنا كنيد و به او ياد دهيد در صورت هرگونه نياز به چه شخصي در مدرسه بايد مراجعه كند. با اين كار ترس و نگراني فرزندتان را از محيط و افراد ناشناخته مدرسه از بين مي‌بريد. 

11- در مورد اطلاع از وضعيت كودكتان در مدرسه يا گفتگو با معلم فرزندتان طبق هماهنگي و برنامه معلم عمل كنيد. حضور بيش از حد يا به فاصله طولاني، نتيجه‌اي براي شما به دنبال نخواهد داشت. نقش خودتان را به عنوان پدر و مادر در نظر داشته باشيد و وظايف معلم و مدير را به دوش خود آنها بگذاريد. 

12- در صورت مخالفت يا راضي نبودن ازبرنامه‌ها و ديگر مسائل كلاس و مدرسه، نزد كودكتان شكايت نكنيد، بلكه به طور مستقيم با معلم گفتگو و دلايل خودتان را بيان كنيد و دلايل معلم را نيز بشنويد. اين كار نه تنها به صميميت و بالا رفتن كيفيت روابط شما با مدرسه كمك مي‌كند، بلكه به حفظ حرمت و جايگاه معلم و در نتيجه حرف شنوي كودكتان از آموزگارش منجر مي‌شود. 

13- در كنار همه اين نكات، روز اول مدرسه را به روزي خاص تبديل كنيد. برنامه‌هايي ترتيب دهيد كه كودك به آن علاقه ويژه دارد يا كار جذابي كه تا به حال انجام نداده است، برايش ترتيب دهيد. داشتن خاطره خوش از رفتن به مدرسه، مهم‌ترين تجربه‌اي  است كه بايد به دنبال ايجاد آن باشي

 

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه